به گزارش بنیاد ملی پویانمایی، اثرگذاری محصولات پویانمایی در این دوران همسنگ آثار مستند و داستانی و در برخی موارد حتی بیش از آنها بود. مهمترین تمایز تولیدات پویانمایی این بود که طیف وسیعی از گروههای سنی را در برمیگرفت. از کودک و خردسال تا نوجوان و جوان و بزرگسال و میانسال و حتی کهنسال تماشاگر این تولیدات بودند. چه در شبکههای مجازی چه از طریق رسانههای رسمی و چه حتی رسانههای خارجی. کارکرد این ویدئوها آنچنان بود که در نهایت واکنش رسانههای معاند را هم در پی داشت و آنها را وادار کرد برخلاف میل و رغبت قلبیشان ناچار به تهیه گزارشهایی درباره این تولیدات و میزان تاثیرگذاری آن بر مخاطب داخلی و استقبال از سوی مخاطبانی در سراسر دنیا شوند.
تا به امروز این تصور وجود داشت که پویانمایی کالایی پرهزینه و دیربازده و حتی ناملموس است اما تاثیرگذاری فرهنگی آن در شرایط بحران نشان داد که چقدر این محصولات بازدهی بالایی دارد و تا چه انداره میتواند مخاطب را درگیر کند. همه اینها نشان از این داشت که پویانمایی کارکردی زودبازده در عرصه آفند رسانهای دارد. چنانچه در این جنگ به خوبی توانست بسیاری از مضامین مانند جنایت مدرسه شجرهطیبه میناب، شهادت رهبر انقلاب، دفاع موشکی، پشتیبانی مردم از نیروهای مسلح، حضور قدرتمند مردم در خیابان تا حتی بحثهای کلانتری مربوط به تمدن،فرهنگ و جغرافیایی این مرز و بوم را برای مخاطب گسترده به نمایش درآورد، تاثیرش را بگذارد و آنها را با خود همراه سازد.
این میزان تاثیرگذاری، وظیفه مسوولان دستگاههای فرهنگی کشور را در توجه به این تولیدات چند برابر میکند نه به این معنی که آنها دست به تولید چنین محصولاتی زده و یا درصدد ساخت استودیوهای تولید پویانمایی برآیند. بلکه حمایت از نهادهایی مانند بنیاد ملی پویانمایی که نقش تسهیلگری در تولید پویانمایی دارد و سرمایهگذاران و تولیدکنندگان را به یکدیگر مرتبط میکند باعث میشود، به صورت طبیعی، روند تولید پویانمایی افزایش پیدا کرده و این زیست بوم به رشد و شکوفایی برسد. توجه داشته باشیم که این محصولات هم کارکرد سرگرمیسازی و هم فرهنگی دارد و از این بابت هم میتوان آنها را مورد توجه قرار داد، چراکه هم در شرایط جنگی و هم در زندگی عادی کارکردهای بسیاری در میان گروههای سنی مختلف خواهد داشت.
تولیدکنندگان پویانمایی در روزهای جنگ اگر نگوییم در خطوط مقدم مقابله را دشمن حضور داشتند، اما نقش بسیاری مهمی در این مبارزه ایفا کردند. اثرگذاری آنها کمتر از ترانهها و اشعار حماسی نبود. ویدئوهای آنها طیف گستردهای از مردم را همراه خود کرد، بهطوریکه آنها این آثار را دست به دست کرده، در فضای مجازی به اشتراک گذاشته و به تعدادی از آنها بالیدند و به تولید چنین محصولاتی افتخار کردند.
با توجه به چنین آثار و نتایجی میتوان با حمایت از تولیدکنندگان جوان، راه مبارزه فرهنگی را برای آنها هموارتر کرد. در این راستا هم باید ابزارهای تولید را به سهولت در اختیارشان قرار داد و دسترسی راحت به آن را برایشان فراهم کرد و هم باید ورود به فضای مجازی را برای آنان تسهیل کرد تا آنان بتوانند از حداکثر ظرفیت خود برای افزایش این حضور استفاده کرده و مانند جنگ تحمیلی سوم تبدیل به پیشآهنگان فرهنگی کشور شوند.