رویداد سرمایه‌گذاری پویانمایی سریال و سینمایی - ۲۴ الی ۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ - مهلت ارسال آثار: تا ۵ دی‌ماه
  فراموشی کلمه عبور ورود ثبت نام
خانهاخبار
24 خرداد 1405
مدیرعامل بنیاد پویانمایی در برنامه زنده شبکه چهار مطرح کرد:  

انیمیشن بانفوذترین کالای فرهنگی است

ناصر جاهدنیا مدیر عامل بنیاد پویانمایی ایران شب گذشته با حضور در برنامه زنده «چاووش» در شبکه چهار به تشریح وضعیت امروز انیمیشن ایران پرداخت. برنامه «چاووش» ابتدای هر هفته بخشی را به انیمیشن اختصاص خواهد داد و از این پس هر شنبه یکی از فعالان و اساتید پویانمایی ایران در این برنامه حضور خواهند داشت.
انیمیشن بانفوذترین کالای فرهنگی است
به گزارش روابط عمومی بنیاد ملی پویانمایی، جاهدنیا در ابتدای این برنامه با اشاره به اینکه انیمیشن حوزه‌ای است که ما فقط به عنوان یک هنر صرف نمی‌توانیم به آن نگاه کنیم، توضیح داد: «در این عرصه، تجمیع گروه‌های نخبگانی را شاهد هستیم که از حوزه علم، هنر و حتی علوم انسانی، از جمله رشته‌هایی مانند روان‌شناسی، آینده‌پژوهی و ... در تولید یک اثر فاخر تشریک مساعی دارند. من فکر می‌کنم این حوزه در ایران در حال تبدیل شدن به یک عرصه بسیار جدی و پراهمیت است؛ چرا که مجموعه‌ای از نخبگان تلاش می‌کنند تا محصولی را خلق کنند که ما آن را بر صفحه تلویزیون یا در سالن‌های سینمایی مشاهده می‌کنیم. محصولات انیمیشن می‌توانند الگوهای مطلوب زندگی را برای ما ارائه دهند و فرهنگ یک جامعه را حفظ کنند که البته مصادیق آن را در تولیدات کشور عزیزمان نیز شاهد بوده‌ایم.»
 
او با تاکید بر اینکه  انیمیشن کالای بسیار راهبردی از منظر فرهنگی است، گفت:« من فکر می‌کنم انیمیشن کالایی بسیار ویژه از منظر فرهنگی است. ابتدا باید کمی به عقب بازگردیم و واژه «فرهنگ» را بازتعریف کرده و نگاهی به تعاریفی که درباره آن وجود دارد بیاندازیم. همان‌طور که می‌دانید، بیش از ششصد و اندی تعریف برای فرهنگ مطرح شده است. یکی از این تعاریف که به نظرم بسیار نزدیک به موضوع گفت‌وگوی ماست، این‌گونه بیان می‌کند که: «فرهنگ هر آن چیزی است که در ذهن عموم کاشته شده و در رفتار عموم برداشت شود.»
 
جاهدنیا ادامه داد: « ما می‌دانیم که تقریباً طبق مکاتب مختلف تعلیم و تربیت، چه اسلامی و چه غربی، هویت انسان تا حدود هفت سالگی شکل می‌گیرد. در واقع، از بدو تولد تا هفت سالگی دوره کاشت و از هفت تا دوازده سالگی دوره داشت محسوب می‌شود و پس از آن، به تدریج وارد دوره برداشت می‌شویم. از این زاویه اگر نگاه کنیم، مهم‌ترین سن برای کار فرهنگی، سنین زیر هفت سال و دوره خردسالی است. انیمیشن را شاید بتوان بانفوذترین کالای فرهنگی دانست که در این سنین، باورهای مخاطب و مباحث تربیتی او را هدف قرار می‌دهد. اگر در این بازه سنی، یعنی حدود سه تا هفت سالگی، بتوانیم تأثیر مؤثری بر ذهن مخاطب داشته باشیم و مفاهیم فرهنگی، تربیتی و اعتقادی جامعه را در ذهن او نهادینه کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که در نسل‌ها و سال‌های بعد، آثار آن را مشاهده کنیم.»
 
مدیرعامل بنیاد پویانمایی با اشاره به اینکه انیمیشن کالایی بسیار استراتژیک است، توضیح داد: «از منظر آسیب‌شناسی نیز اگر بخواهیم نگاه کنیم، بسیاری از مسائلی که امروز در جامعه و در میان نوجوانان و جوانان با آن مواجه هستیم، در واقع محصول کاشته‌های دوازده تا پانزده سال گذشته است. بنابراین، انیمیشن از این جهت یک کالای بسیار استراتژیک و راهبردی محسوب می‌شود.به همین دلیل نیز کشورهای صاحب اندیشه، صاحب صنعت و صاحب اقتصاد، این هنر ـ صنعت را بسیار جدی می‌گیرند و برنامه‌های مهمی برای آن در راهبردهای فرهنگی خود دارند. نتایج این رویکرد را نیز امروز، هم در حوزه فرهنگ و هم در حوزه اقتصاد و الگوهای مصرف، به‌وضوح مشاهده می‌کنیم.»
 
جاهدنیا با بیان اینکه انیمیشن می‌توان الگوهای زندگی را تغییر دهد، تاکید کرد: «یکی از پدیده‌هایی که در جهان معاصر با آن مواجه هستیم، رویکردهای استعماری یا به تعبیر دقیق‌تر، استعمار فرهنگی است. ما می‌بینیم که در حوزه قدرت نرم، یکی از مؤلفه‌هایی که می‌تواند در کنار سایر اقلام صنایع فرهنگی،  نقش بسیار کلیدی ایفا کند، همین انیمیشن‌ها هستند. انیمیشن‌ها عملاً می‌توانند الگوهای زندگی را تغییر دهند، سبک زندگی را دگرگون کنند و شخصیت‌هایی را خلق کنند که در بلندمدت، زمینه‌ساز تحولات فرهنگی و اجتماعی جدیدی شوند. ما با انیمیشن‌هایی مواجه هستیم که تأثیر قابل توجهی بر شخصیت کودکان، سبک زندگی، الگوهای رفتاری و حتی انتخاب‌های بلندمدت آنان می‌گذارند. حالا باید ببینیم در حوزه قدرت نرم، ما تا چه اندازه می‌توانیم موفق باشیم و فرهنگ، آموزه‌ها و دستاوردهای تمدنی خود را به سایر کشورها صادر کنیم و بر جوامع دیگر تأثیرگذار باشیم؟»
 
او در پاسخ به این پرسش که در حوزه تولیدات داخلی و ترویج فرهنگ پهلوانی و جوانمردی تا چه اندازه می‌توانیم به نتیجه برسیم و دستاورد داشته باشیم، توضیح داد:« ما در اینجا با دو جنبه محتوا و  توان فنی روبرو هستیم. من فکر می‌کنم در هر دو بخش، هم توانمند هستیم و هم قدرتمند و این موضوع بارها به اثبات رسیده است. البته در لایه محتوا، واقعیت این است که تا حدی کم‌کاری کرده‌ایم. در تولیدات خود، عمدتاً نگاه‌مان معطوف به بازار داخلی بوده و کمتر به بازارهای بین‌المللی اندیشیده‌ایم. حتی در حوزه کشورهایی که از نظر فرهنگی با ما اشتراکات فراوانی دارند نیز ورود جدی و درخور شأن فرهنگ، تمدن و داشته‌های محتوایی‌مان نداشته‌ایم. البته کارهای بسیار خوبی انجام شده است و نباید انتظار غیرواقع‌بینانه‌ای نیز داشته باشیم.»
 
جاهدنیا افزود: «صنعت انیمیشن ما، به معنای صنعتی آن، حدود پانزده سال سابقه دارد؛ هرچند در مجموع، نزدیک به هفتاد سال سابقه تولید انیمیشن در کشور داریم. البته اگر بخواهیم به پیشینه‌های تاریخی بازگردیم، می‌توان به کشف نخستین نمونه‌های پویانمایی در شهر سوخته زابل، متعلق به بیش از چهار هزار سال پیش، اشاره کرد. امادر بخش دوم، یعنی لایه فنی، امروز خوشبختانه وضعیت بسیار خوبی در میان نیروهای فنی کشور داریم. بخش قابل توجهی از تولیدات روز دنیا به‌صورت خدمات یا سرویس‌های تولید انیمیشن در داخل ایران انجام می‌شود. این به آن معناست که ما در مرزهای فناوری و تکنولوژی تولید انیمیشن فعالیت می‌کنیم.اگر به استودیوهای بزرگ دنیا نگاه کنید، تقریباً در تیتراژ بسیاری از انیمیشن‌های مطرح جهان، نام چندین هنرمند، متخصص و مهندس انیمیشن ایرانی دیده می‌شود. بنابراین ما در هر دو حوزه، یعنی هم در بخش محتوا و هم در بخش فنی، از توانمندی‌های قابل توجهی برخوردار هستیم. با این حال، تاکنون برنامه‌ای منسجم و فراگیر برای بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها وجود نداشته است. امیدواریم از این پس، با توجه به اینکه این صنعت در حال طی کردن مسیر طبیعی رشد خود است، در سال‌های آینده شاهد شکوفایی بیشتری باشیم.البته استثناهایی نیز داشته‌ایم و اتفاقات ارزشمندی توسط تولیدکنندگان کشور رقم خورده است؛ اما امیدواریم این موارد به یک جریان مستمر تبدیل شود و تعداد آن‌ها روزبه‌روز افزایش یابد.»
 
او با ابراز امیدواری از پیشرفت انیمیشن ایران گفت: «قطعاً با حضور نخبگان عزیز در حوزه‌های مختلف هنری، علمی و علوم انسانی، شاهد پیشرفت‌ها و دستاوردهای ارزشمندی برای کشور عزیزمان خواهیم بود. امیدواریم همان‌گونه که در بسیاری از رشته‌ها موفق عمل کرده‌ایم و در جایگاه‌های برتر قرار گرفته‌ایم، در صنعت و هنر انیمیشن نیز بتوانیم دستاوردهای درخشانی در سطح بین‌المللی داشته باشیم. همچنین بتوانیم فرهنگ بومی، دستاوردها و میراث تمدنی خود را به بهترین شکل به نسل‌ها و گروه‌های سنی مختلف در سراسر جهان معرفی کنیم و از این طریق، در حفظ و تداوم فرهنگ خود نیز نقش مؤثری ایفا کنیم. زیرا صنایع فرهنگی، فارغ از ابعاد اقتصادی و اقتصاد فرهنگی، یک دستاورد مهم دیگر نیز دارند و آن حفظ و صیانت از فرهنگ است؛ موضوعی که برای ما در اولویت قرار دارد.»
 
جاهدنیا با توضیح درباره مجموعه «آنی و مانی» که تهیه‌کنندگی آن بر عهده داشت، گفت: « این مجموعه با هدف آموزش به خردسالان در حوزه تعلیم و تربیت و رفتارهای اجتماعی شکل گرفت. بر اساس بررسی‌هایی که انجام دادیم، چه در بازار داخلی و چه در بازارهای بین‌المللی، این موضوع از نیازمندی‌های جدی مخاطبان بود و استقبال قابل توجهی نیز از آن شد. البته کار بسیار دشواری بود که بتوانیم مفاهیم انتزاعی و رفتارهای اجتماعی را به زبانی قابل فهم برای خردسالان تبدیل کنیم. رویکرد ما در این مجموعه، آموزش رفتار در حین مواجهه بود؛ یعنی آموزش رفتار مناسب به پدر و مادر در هنگام مواجهه با موقعیت‌های مختلفی که برای کودک پیش می‌آید. این موقعیت‌ها گاهی رفتارهای خوشایند و گاهی رفتارهای ناخوشایند را شامل می‌شد و ما تلاش کردیم نشان دهیم که والدین در چنین شرایطی چگونه می‌توانند واکنش مؤثر و مناسبی داشته باشند. برای مثال، در یکی از قسمت‌ها، دو کودک بر سر یک عروسک با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کنند و والدین ناظر این موقعیت هستند. در چنین شرایطی، والدین چگونه باید مداخله کنند و چگونه رفتار نمایند تا ضمن مدیریت مسئله، آسیبی نیز به روان کودک وارد نشود؟ در واقع، این مجموعه تلاش داشت پاسخ‌هایی کاربردی و قابل فهم برای چنین موقعیت‌هایی ارائه دهد.»
 
او ادامه داد:«ما تقریباً نزدیک به یک سال در حوزه پژوهش فعالیت می‌کردیم. مشاوره‌های متعددی از متخصصان تعلیم و تربیت خردسال و کودک دریافت کردیم. بخش‌های مختلف کار را می‌نوشتیم، اجرای صحنه‌ای یا نمایشنامه‌خوانی برای کودکان انجام می‌دادیم و به نوعی از آن‌ها بازخورد می‌گرفتیم. اپیزود اول در انتهای سال ۱۳۹۷ تولید شد. آن را برای کودکان پخش کردیم و مجدداً بازخوردهای تصویری دریافت کردیم تا میزان ارتباط مخاطب با تصاویر و محتوای اثر را ارزیابی کنیم. پس از آن بود که اعتماد به نفس لازم را پیدا کردیم و محصول را برای نخستین بار در مهم‌ترین بازار بین‌المللی دنیا عرضه کردیم که دستاوردهای بسیار خوبی به همراه داشت. پس از دو سال دریافت فیدبک و بازخورد از بازارهای بین‌المللی، توانستیم در سال سوم به عنوان سومین محصول پربازدید آن بازار شناخته شویم که البته بازار بسیار معتبر و مهمی است.»
 
 مدیرعامل بنیاد پویانمایی با تاکید بر اینکه آموزش کودک به کسب مهارت‌های زندگی اهمیت زیادی دارد، گفت: «کودک اگر مهارت‌های زندگی را به‌درستی بیاموزد، در بزرگسالی می‌تواند در شکل‌گیری یک جامعه آرمانی نقش مؤثری ایفا کند. من فکر می‌کنم این‌گونه تولیدات می‌تواند کمک بسیار زیادی به کودکان ما بکند. اگر امروز در جایی با یک معضل فرهنگی، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، مواجه هستیم، به نظر من بخشی از آن ناشی از فقدان آموزش صحیح و فرهنگ‌سازی مناسب است. بنابراین، انیمیشن صرفاً ابزاری برای سرگرمی یا پر کردن اوقات فراغت کودک نیست.»
 
او ادامه داد: «یکی از ویژگی‌های مهم مجموعه «آنی و مانی» این است که حتی پالت رنگی و ترکیب‌بندی رنگ‌ها نیز بر اساس اصول روان‌شناسی کودک طراحی شده است؛ به‌گونه‌ای که رنگ‌های مورد استفاده، چشم کودک را آزار ندهند، برای او قابل فهم باشند و موجب خستگی مخاطب نشوند. این توجه از حوزه طراحی بصری آغاز می‌شد و تا حوزه محتوا، یعنی نگارش فیلمنامه‌ها و متون مجموعه، ادامه پیدا می‌کرد. در این مسیر، از بسیاری از نویسندگان حوزه ادبیات کودک کمک گرفتیم، داستان‌ها را به فیلمنامه تبدیل کردیم و فرآیند تولید به‌صورت کاملاً تیمی پیش رفت. به همین دلیل نیز تولید نخستین اپیزود زمان زیادی به خود اختصاص داد. در شرایط عادی، تولید یک اپیزود هفت دقیقه‌ای، حتی با پیش‌تولید کامل، معمولاً بین چهل تا شصت روز زمان نیاز دارد؛ اما برای این پروژه، تنها اپیزود نخست نزدیک به یک سال زمان برد.»
 
جاهدنیا با اشاره به تجربه خود در مواجهه با بازارهای بین‌المللی توضیح داد: «پس از آنکه در یکی از مهم‌ترین بازارهای بین‌المللی به دستاورد ارزشمندی رسیدیم، تقریباً پروژه ما از سوی بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی بزرگ دنیا رد شد. در ابتدا تصور می‌کردیم که شاید مسئله به کیفیت فنی یا هنری اثر مربوط باشد. اما فرصتی پیش آمد تا با یکی از این شبکه‌ها جلسه‌ای برگزار کنیم و درباره علت این تصمیم گفت‌وگو داشته باشیم. دلیلی که از سوی آن شبکه ـ که یکی از شبکه‌های شناخته‌شده حوزه خردسال در کشورهای اسکاندیناوی بود ـ مطرح شد، برای ما بسیار شگفت‌انگیز بود. آن‌ها اعلام کردند که علت رد شدن پروژه این است که محتوای اثر در اقلیم، فرهنگ و بستر اجتماعی کشور ما تولید نشده است و به همین دلیل برای مخاطب ما قابل پذیرش نیست. آن‌ها تأکید داشتند که برای ورود به چنین بازارهایی، لازم است فرآیند تولید تا حدی با فرهنگ و اقتضائات جامعه مقصد همگام شود. من فکر می‌کنم این موضوع برای مدیران فرهنگی، سیاست‌گذاران و اهل اندیشه بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا نشان می‌دهد که فرهنگ تا چه اندازه تعیین‌کننده و اثرگذار است.»

 

کپی لینک صفحه